یا امامزاده سلطان ابراهیم اول سلامتی پدر و مادرم
دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم
سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبیام بالاتر از 18 باشد
آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن
دعای کوثر را مستجاب کن خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند
آرزوی محسن را بر آورده کن مادرم را شفا بده زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشتهایی که میخواهد قبول شود
عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کارهایی شوند
یا سلطان ابراهیم دعاهای دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدری- سمیه -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -محسن- دایی صادق -هما- اکرم…
اَکهِ هی....! دوباره ما رو فرستادن زمین
دوباره از اول باید
به این مامان بابای خنگ بفهمونم چی میخوام چی نمیخوام
همش تو پوشک خیس زندگی کنم
هی با کون بخورم زمین
تصمیم بگیرم اول بگم بابا یا بگم مامان
برم مدرسه و مزخرفات تاریخ و جغرافی و توهمات فیزیک رو از حفظ کنم
هی بزرگ بشم و هی دوچار احوالات گُه مرغی دوران بلوغ بشم
خر خونی کنم برای کنکور
الکی عاشق بشم و فکر کنم پاییز چه فصل قشنگیه
زن بگیرم دهنم سرویس شه
همه گیر بدن چرا بچه دار نمیشین
و بعد
دوباره روز از نو .....






