‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار، تصويري. نمایش همه پست‌ها

اين سركار عليه رو كم داشتيم كه خدا رو شكر لابي‌هاي صهيونيستي نتونستن جلوي معرفيش رو بگيرن و تلاششون ناكام موند

مشكلات جهان برطرف شد، خوب ديگه بريم سر زندگيمون :)






Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

اين سايت كار جالبي كرده و مراحل تبديل تعدادي آرم رو با توضيحات كامل فرار داده و سايت ديگرفا هم با توضيحاني اون‌ها رو ليست كرده.

سايت روزانه‌هاي شهرام هم تعدادي ديگه رو ليست كرده كه به ديدنش مي‌ارزه

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

از 29 سپتامبر 2008 کمپانی مایکروسافت سرویس های ویژه ای برای ایاب و ذهاب کارمندان خود در نظر گرفته است. کارمندان در این اتوبوس های مجهز می توانند فعالیت کاری خود را به محض ورود به سرویس شروع کنند و  ساعت کاری کارمندان از هنگام شروع کار در اتوبوس محاسبه خواهد شد. مایکروسافت این اتوبوس ها را برای جلوگیری کردن از تلف شدن وقت کارمندان در ترافیک و مسافت های طولانی طراحی کرده است.

 بهره‌وري از نوع مایکروسافتي  بهره‌وري از نوع مایکروسافتي بهره‌وري از نوع مایکروسافتي

شرکت مایکروسافت (به انگلیسی: Microsoft Corporation) یک شرکت آمریکایی چند ملیتی با ۸۹۰۰۰ کارمند در ۱۰۵ کشور دنیا است که در زمینه فناوری‌های رایانه‌ای فعالیت می‌کند. درآمد سالیانهٔ این شرکت در سال ۲۰۰۷ میلادی ۵۱٫۱۲ میلیارد دلار بود. مایکروسافت در زمینهٔ طراحی، توسعه، ساخت، صدور مجوز، پشتیبانی و ارائهٔ خدمات نرم افزاری برای وسایل کامپیوتری فعال است.دفتر مرکزی مایکروسافت در ردموند، واشنگتن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

 

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

طبيعتاً كليك كنيد، بزگترش رو مي‌بينيد

toronto_zombie-walk_08 toronto_zombie-walk_04 toronto_zombie-walk_03 toronto_zombie-walk_02

toronto_zombie-walk_01 toronto_zombie-walk_06 toronto_zombie-walk_05 toronto_zombie-walk_10 zombie_08_fixing_mirror_01

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

نمايي از فیلم «دعوت» آخرین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا

زمانی که حاتمی‌کیا از فضای جبهه اندکی فاصله گرفت و با فیلم «وصل نیکان» به شهر آمد، زیر رگبار انتقادهای زیادی قرار گرفت. خیلی ها معتقد بودند که او شهر را نمی‌شناسد و بهتر است راجع به آنچه می‌شناسد فیلم بسازد. البته این موج مخالفان بعد از اکران فیلم‌هایی چون «از کرخه تا راین» و «خاکستر سبز»، آرام گرفت.

مساله این‌جاست که آنچه حاتمی‌کیا را از بسیاری از کارگردانان صاحب‌نام دیگر متفاوت می‌سازد این آزمون و خطای اوست. حاتمی کیا کمتر از هر کارگردان ایرانی دیگر، در مسیر پر فراز و نشیب کاری اش، خود را تکرار کرده است. این حرکت او به طرف ناشناخته‌ها و دغدغه‌هایش پیرامون مسائلی که کمتر کسی جرئت و همت پرداختن به آن را دارد، از نقاط قوت این کارگردان مطرح ایرانی است.

حالا او با سوژه‌ای کاملاً اجتماعی و جنجال برانگیز روی پرده آمده و همزمان با سبکی جدید به آن پرداخته. البته ساخت فیلمی اپیزودیک ابداع او نیست اما در سینمای ایران کمتر شناخته شده است و برای او چالش بزرگی محسوب می‌شود. چالشی که شاید بتوان گفت نتوانسته کاملاً موفق از پس آن برآید.

مطرح کردن یک معضل اجتماعی با جانبداری و حمایت از یک تفکر، متفاوت است. اولین ایرادی که می‌توان به محتوای داستان‌های این مجموعه گرفت این است که هرچند سعی شده از شعار دادن پرهیز شود و بیشتر زن‌های فیلم را در موقعیتی خاص گرفتار کند تا با سوال‌های متعدد و شک و تردیدهایشان به سمت تصمیم درست سوق پیدا کنند، اما فیلم همچون شبکه‌ای است که یک جای آن گسسته است. چرخه این فیلم کامل نمی‌شود. این فیلم با تمام تلاشش از واقعی بودن به سمت  ایده‌آل بودن می‌رود و بیینده را ناراضی از سالن بیرون می‌فرستد چون از واقعیت دور شده و می‌خواهد همه چیز خوب و خوش تمام شود. شاید اگر تنها یک زن و یک داستان وجود داشت قابل باور بود اما پنج زن داریم در شرایط متفاوت. و نویسنده داستان و فیلمنامه و خالق یک اثر هنری باید در نظر داشته باشد که تکمیل اثر از ارضای تمایلات شخصی و شعار دادن مهم‌تر است.

از مصاحبه‌ هایی که با خانم «چیستا یثربی» -نویسنده داستان‌ها و فیلمنامه نویس همراه با حاتمی‌کیا در این فیلم-  شده است پیداست که هدف همین بوده که زن‌ها از سقط جنین صرف‌نظر کنند یا حداقل قبل از چنین عملی بیشتر فکر کنند. این مساله در سراسر دنیا موافقان و مخالفان بسیاری دارد و نمی‌شود به سادگی با یک تز رومانتیک سروته این بحث پیچیده را سر هم آورد و گفت که بچه‌ها فرشته‌اند پس سقطشان نکنید. این‌جاست که فیلم از اجتماعی بودن فاصله می‌گیرد و به تبلیغی بودن نزدیک می‌شود پس دیگر نمی‌تواند واقعی باشد. در آن مطب زنان و زایمان باید سقطی صورت می‌گرفت.

انتخاب مطب دکتر زنان و زایمان به عنوان حلقه‌ اصلی که زنجیرها را به هم متصل می‌کند، بسیار به جا و مناسب است. برخلاف انتقادهایی که به این انتخاب شده، به نظر می‌رسد تنها چیزی که انسجام متزلزل فیلم را حفظ کرده همین مطب خانم دکتر است.

اما آیا حاتمی ‌کیا زنان را می‌شناسد؟ زنانی از قشر خانم دکتری که لقاح مصنوعی انجام داده و یا هنرپیشه جوانی که کارش خیلی برایش اهمیت دارد و همینطور زن و شوهر دهاتی و خانم منجی فرشته کوچولو‌ها! در این فیلم حاتمی‌کیا سهم بسیار زیادی را بر عهده‌ی چیستا یثربی گذاشته که نویسنده‌ی خوبی است اما به نظر، یکی از دلایل ضعف فیلمنامه و درونمایه قصه‌ها و باورپذیر نبودن بعضی شخصیت ها، بی تجربگی یثربی در سینماست و تکیه کردن حاتمی کیا بر این بی تجربگی.

این فرمول ترکیبی جوابی که باید را نداده است. به همین دلیل اپیزودها در یک سطح نیستند. اپیزود اول کش میاید و یک عضو زائد دارد که شریفی نیا بازیش می‌کند. و بیننده فلسفه وجودی اورا نمی‌فهمد. این به آن معنا نیست که کارگردان و نویسنده بدون فکر و از روی سهل‌انگاری این نقش را به وجود آورده‌اند، بلکه به معنی آنست که نتوانستند بگویند چرا؟ هرچند حضورهای کوتاه شریفی‌نیا هم به تازگی درفیلم‌ها، آدم‌ را دلزده می‌کند.

نکته دیگری که اپیزود اول را به پایین‌ترین سطح می‌برد، بی‌داستان بودن فیلمی است که «شیدا صوفی» دارد در آن بازی می‌کند. بیننده گیج می‌شود که این دیگر چه فیلمی است! این صحنه‌های بی‌ربط عجیب غریب همه کنار هم چکار می‌کنند؟ آیا کسی اینجا می‌داند بدل چیست؟

ضعیف‌ترین اپیزود، اپیزود زن و شوهر دهاتی است. لهجه‌ی دهاتی این دونفر به جای آنکه بیشتر شخصیت آنها را بسازد، مضحکه می‌شود. این اپیزود بی جان ترین اپیزود است. صحنه‌ها به هم وصله شده‌اند. صحنه‌ برف‌بازی تاثیرگذار نیست. برخلاف اکثر فیلم‌های حاتمی کیا که دل‌های بیننده را می‌لرزاند و چشمانشان را پر اشک می‌کرد، این فیلم بیننده را منتظر می‌گذارد، منتظر می‌گذارد و... تمام می‌شود. استعداد «محمدرضا فروتن» در این بخش عقیم می‌ماند و شخصیت خانم خیر شکل نمی‌گیرد. دیالوگ‌ها خوب نیست. دیالوگ‌ها در دهان نقش‌ها نمی‌نشیند بلکه در حد نوشته‌های خام می‌مانند.

اپیزود آخر و شخصیت بهار طلایی ترین اپیزود است. در مجموع انگار همه‌چیز سرجای خودش است. و بازی «مریلا زارعی» چیزی نیست که بشود بدون تحسین از آن گذشت. در کنار آن، اپیزود سیده خانم را می‌توان قرار داد. این‌جا هم به نسبت همه‌چیز مرتب است و گوهر خیر اندیش کل اپیزود را با بازی باورپذیر و زیبایش در اختیار خود می‌گیرد و بقیه عناصر کمتر به چشم میایند که بتوان نقدی بر آن داشت.

داستان خانم دکتری که بچه‌دار نمی‌شود، از آن داستان‌هایی است که قابلیت ملودرام فراوان دارد. این اپیزودیست که می‌تواند پازل حاتمی‌کیا را کامل کند. این زن می‌تواند با گذشتن از این بچه، یک واقعیت اجتماعی را نشان دهد. اما انگار دل نویسنده و کارگردان نمیاید. رشته ها پنبه می‌شوند و این حلقه که باید سرو ته را به هم خوب چفت کند، با گره‌ای شل قائله را ختم می‌کند.

یکی از نکته‌های مهم این فیلم، نداشتن صحنه‌های حادثه است. حاتمی کیا در فیلم‌هایش بسیار به مساله تکنیک دقت می‌کند اما معلوم نیست اینجا سختی کار اورا منصرف کرده یا هزینه و یا کمبود وقت، اما زن هنرپیشه در اپیزود اول پشت تپه برفی دچار حادثه می‌شود و کمی ساده انگارانه زیر بهمنی از برف دفن می‌شود، بدون صحنه‌ای خاص، بدون تریک فیلم‌بردازی. در قسمت دیگر از اسب میفتد و ما باید بگوییم مثلاً پرت شد دیگر! صحنه‌های سخت حذف می‌شوند. بهار خود را از ماشین جناب رئیس بیرون می‌اندازد، بدون اینکه صحنه‌ی حادثه را ببینیم. صحنه‌ی سخت حذف می‌شود و تنها به بانداژ و گریم زخم ها باید بسنده کرد. مسلماً حاتمی ‌کیا سطح توقعات را آنقدر بالا برده است که حداقل انتظار دیدن چنین صحنه‌هایی را در فیلمش داشته باشیم.

بعد از «آژانس شیشه‌ای» و «روبان قرمز»، هربار که به تماشای فیلمی از او بنشینم باز منتظرم مرا مسحور کند. آدم های قصه‌اش را با دل و جان لمس کنم. اما در این دو فیلم آخر تاثیرگذاری به حداقل می‌رسد. با وجودی که او همچنان معتقد است برای نوشتن فیلمنامه و گرفتن صحنه‌ها بسیار زمان می‌گذارد اما نوعی شتاب زدگی و سرهم بندی در آن دیده می‌شود. درست است که تمام آثار یک هنرمند نمی‌توانند شاهکار باشند اما کاش دلیل این لنگ‌زدن را می‌دانستم.

در نهایت، پس از گفتن تمام نکاتی که بعد از دیدن «دعوت» به نظرم آمد، تصورم این است که این پویایی در سینمای حاتمی‌کیا را باید جدی گرفت و ارج نهاد. و امید بر آن داشت که تجربه‌های بعدیش را با تسلط بیشتر بر ناشناخته‌ها و کمتر شناخته‌ها و گرفتن مشورت و کمک‌های حرفه‌ای تر، روی پرده بیاورد.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

ابتدا لازمه كه از دخترم براي عكس‌ها تشكر كنم

 

به دليل برگزاري جشن بادبادك‌ها، بچه‌ها هم استقبال خوبي از نمايشگاه كردند

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس  يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس   يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

از طرف نيري انتظامي به خاطر عدم دقت در چينش المان‌هاي نمايشگاهي پوزش مي‌طلبم
از طرف دخترم هم به خاطر نمايش چنين گاف بزرگي متقابلاً از نيروي انتظامي عذرخواهي مي‌كنم

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

عمداً عكس‌ها اديت نشده كه بعداً اتهام فتوشاپي بودن تصاوير به عكاس محترم نسبت داده نشه
لطفاً يكي بگه كاربر اين كامپيوتر چطوري ميتونه تو فاصله اين مونيتور و كيس بشينه و كار كنه!!!؟

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

البته از حق نگذريم عمده نمايشگاه ارزش ديدن رو داشت خصوصا اين بخش

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس   يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس   يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

اشتباه نشه!!! اين آقا از موسسه بازتواني و خدمات رهايي از اعتياد اكس مصرف نكرده
ايشون به فيلمي كه از معتادين با كراك تهيه و پخش مي‌شد و در اون صحنه‌هايي از كرم گذاشتن و زخم‌هاي غير قابل التيام كه كم از فيلم ترسناك نداشت، حال مي‌كرد. خنده بيخودي نيست

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

اين دوست عزيزمون هم اصلاً مرتكب جرم جاسوسي و كپي‌برداري از مدارك طبقه‌بندي نشدن
بنده خدا فقط داره با قابليت "مايكرو" دوربينش حال مي‌كنه

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

بابت اين دوتا عكس هم فقط بايد بگم كه ((((( شرمنده )))))

يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس   يه نيم نگاه تصويري به نمايشگاه پليس

 

اين هم محل برگزاري نمايشگاه با كمك Microsoft Virtual Earth، البته فقط يه كم كمك

محل برگزاري نمايشگاه
نمي‌خواد خيلي تشويق كنيد، ميدونم خيلي گوياست
 

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed


در پي برگزاري مکرر انتخاب ملکه زيبايي در جهان، چين در اقدامي بي سابقه به برگزاري مسابقه انتخاب ملکه زشتي‌ها همت گماشت كه در آن زشت‌ترين ملكه از بين دختران چيني انتخاب خواهد شد.
به نقل از شبکه الاخبار العربية، مسابقه انتخاب زشت‌ترين فرد در يكي از شهرهاي بزرگ كشور چين برگزار مي‌شود.
هيئت برگزار کننده مسابقه ملکه و يا ملک زشتي به هر کدام از شرکت کنندگان 6/13 دلار خواهد پرداخت.
اين هيئت همچنين تصريح کرد: به زشت ترين فرد انتخاب شده در اين مسابقه نيز معادل حقوق ساليانه يك كارگر ساده چيني جايزه داده مي‌شود.

گفتني است، با توجه به اين که جايزه اعلام شده معادل در آمد يک سال شهروندان چيني است، بسياري از شهروندان چيني اعم از زن و مرد از مناطق دور و نزديک در اين مسابقه شرکت کرده اند و به پيش بيني مي‌شود حضور در اين مسابقه ميليوني باشد و بزرگترين مسابقه زشت‌ترين ملكه رقم بخورد؛ چرا كه به نظر مي‌رسد مردان هم مي‌خواهند

در بخش زشت ترين‌ها شركت كنند و بتوانند رقابتي با زشت‌ترين دخترها داشته باشند.

چندي پيش مسابيقه انتخاب ملکه زيبايي چين در شهر پکن پايتخت اين کشور برگزار شد.
همچنين براي اولين بار يك دختر چيني لقب ملكه زيبايي 2007 را در رقابت با 106 نفر ديگر بدست آورد.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed