‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار، هنر سينما. نمایش همه پست‌ها

از فردا بايد بشينم و يكي يكي براي 90% از دوستان پيام تسليتي در خور شاْن بنويسم و احتمالا اينطوري شروعش مي‌كنم:

… و اينك كه تقدير بر آن واقع گرديده تا (Lost) با غروب خود شما را از ديدن چهره نوراني جك شپرد محروم نمايد …

 

نمي‌خوام اشك همه رو در بيارم، خودتون دانلود كنين اشكتون درمياد، بسه

 

Part1           Part2             Part3              Part4

Part5           Part6         Part7

 

Lost – S06 E17

THE END

راستي اگر هم اكانت ندارين اين برنامه رو دانلود كنين راحت بگيرينش

مستقیم کننده لینکهای رپیدشیر

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

شبكه‌هاي مختلف سيما در سه شنبه آخر سال 11 فيلم و انيميشن شاخص دنيا را پخش مي‌كنند.

به نقل از ستاد اطلاع رساني فيلم‌هاي نوروزي، فيلم‌هاي سينمايي:

"مسابقه "، "عصر يخبندان3 "، "آسترو "، " پرواز "، "فرود "، "نقطه انهدام "، "نابودگر4 "، "شكارچيان ذهن "، "منطقه9 "، "جان سخت 4 " و "اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين " در آخرين سه شنبه سال 88 از شبكه‌هاي سيما روي آنتن مي‌رود.

بنابراين گزارش، مشخصات فيلم‌هاي سه شنبه 25 اسفندماه به شرح زير است:

**مسابقه
فيلم سينمايي "مسابقه " سه شنبه 25اسفندماه ساعت 17 از شبكه يك سيما پخش مي‌شود.
در سال 2012، اوضاع اقتصادي آمريكا به شدت درهم ريخته، جرم و جنايت گسترش زيادي پيدا كرده است، به همين دليل زندان‌ها از مجرمين پر شده است. عده‌اي از افراد سودجو، زندان‌هاي خصوصي داير كرده‌اند و زندان‌هاي خطرناك را در آنجا نگهداري مي‌كنند.
فيلم سينمايي "مسابقه " ساخته پل اندرسـون محصول مشترك سال 2008كشورهاي آلمان، انگليس و آمريكا است.

**عصريخ‌بندان3
فـيلـم سينمايي "عـصر يخبندان 3 " به كارگرداني كارلوس سالدانا سه شنبه 25اسفند ماه ساعت 16:10 از شبكه دو پخش خواهد شد.
داستان در مورد ورود به سرزمين دايناسورهاست. ديگو، الي، سيد و باقي حيوانات وارد منطقه جديدي مي شوند كه در آن دايناسورها زندگي مي كنند. سيد كه از سه تخم حيوان مراقبت مي‌كند بعد از اينكه آنها سر از تخمشان بيرون مي‌آورند متوجه مي‌شوند كه سه بچه دايناسور هستند، سيد از آنها مراقبت مي كند و با ورود مادر دايناسورها سيد همراه با بقيه بچه دايناسورها رفته و ازگروه جدا مي شود.
فيلم سينمايي "عـصر يخـبـندان 3 " محصول سال 2009 كشور آمريكاست.

**آسترو
فـيلـم سينمايي "آسترو " محصول سال 2009 كشورهاي هنگ كنگ، آمريكا و ژاپن سه شنبه 25اسفـند ماه ساعت 17:35 از شبكه دو پخش خواهد شد.
زمين به يك گاراژ ربات‌هاي اسقاطي تبديل شده و تنها قسمتي از آن به نام متروسيتي در وراي آن مشغول پروازاست. در متروسيتي دكتر "الفان " با همكاري دكتر "تنما " دو منبع انرژي به نام‌هاي هسته آبي و قرمز پيدا كرده‌اند.
كريستين بل ونيكلاس كيج در فـيـلـم سينمايي "آسترو " به كارگرداني ديويد بورس به ايفاي نقش پرداختند.

**پرواز
فـيـلـم سينمايـي " پرواز " (up) به كارگرداني پيتر داكتر سه شنبه 25اسفـنـد ساعت 19:10 از شبكه دو سيما روي آنتن مي‌رود.
داستان فيلم با بيان دوران پسر كوچكي شروع مي شود كه با دختري به نام الي كه هم سن و سال خودش است آشنا مي‌شود. كارل متوجه مي شود كه روياي رفتن به آمريكاي جنوبي در هر دوي آنها مشترك است. آنها با هم ازدواج كرده و تصميم مي‌گيرند تا براي رفتن به آنجا پول‌هاي خود را جمع كنند ولي هربار پس انداز خود را براي مشكلي خرج مي‌كنند.

**فرود
فـيلـم سينمايي "فـرود " سه شنبه 25 اسفــندماه ساعت23:45 از شبكه دو پخش مي‌شود.
داستان در مورد جك بندر يك مامور پليس FBI است كه به عنوان عضو مذاكره كننده در ماموريت‌ها حضور مي يابد. تلاش او براين است كه شرايط بحراني بدون خشونت خاتمه يابد، اما اين تفكر از سوي فرمانده او "لورنزو " مورد پذيرش نيست.
آنتوني ميكاييل هال و امي هادسون در فـيـلـم سينمايي "فـرود " به كارگرداني آرمانت ماسـتروياني محصول سال 2007 كشور آمريكا به ايفاي نقش پرداختند.

**نقطه انهدام
فـيلـم سينمايي "نقطه انهدام " محصول سال 2007 كشور كانادا روز سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت 15:30 از شبكه سه پخش مي‌شود.
دانشمندي يك دستگاه سفر در زمان اختراع مي كند. دستگاه از سوي سازمان تحقيقاتي مربوطه خطرناك اعلام مي‌شود و سعي مي شود جلوي ساخت آن گرفته شود و مخترع كار كه متوجه مي‌شود اين بهانه اي است تا نيروهاي امنيتي آمريكا دستگاه را در اختيار گيرند، به كمك دستگاه ناپديد مي‌شود در حاليكه يك دستگاه يدك دراختيار يكي ازهمكارانش است.
جيسون پريستلي، گاروين سانقورد و گاري هورسون در فـيـلـم سينمايي "نقطه انهدام " به كارگرداني جيسون بورك به ايفاي نقش پرداختند.

**نابودگر4
فـيلـم سينمايي "نابودگر4 " سه شنبه 25اسفـندماه ساعت 21 از شبكه سه پخش خواهد شد.
در سال 2003 يك جنايتكار به نام رايت كه به سرطان لاعلاج مبتلا است موافقت مي كند تا دكتر كاگان براي پژوهش از بدن او استفاده كند. در حمله اسكارنت به زمين كه صرفاً جان كان زنده مي ماند پي مي برند كه ترميناتورT800 جديد براي حمله به كار گرفته شده است.
كريستين بل، سام ورتينگتون و آنتوني يل چين در فـيـلـم سينمايي " نابودگر4 " به كارگرداني مك گينـتي محصول سال 2009 كشور آمريكا به ايفاي نقش پرداخته‌اند .

**شكارچيان ذهن
فـيلـم سينمايي "شكارچيان ذهن " سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت 15:45از شبكه چهار پخش خواهد شد.
يك تيم حرفه‌اي از افسران جوان براي آموزش‌هاي بيشتر و يك رقابت نظامي به يك جزيره منتقل مي‌شوند. آنها با دنياي بيرون ارتباطي ندارند. اما ناگهان يكي از آنها به طرزمشكوكي كشته مي‌شود، آنها به يكديگر شك مي كنند و هر كدام تلاش مي كند جان خود را حفظ كند.
فـيـلـم سينمايي "شكارچيان ذهن " به كارگرداني ري هارلين محصول سال 2002 كشور كانادا و آمريكاست.

**منطقه 9
فـيلـم سينمايي "منطقه 9 " سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت20:30 از شبكه چهار پخش مي شود.
موجودات فضايي با يك سفينه غول پيكر درآفريقا به زمين آمده‌اند و در يك منطقه قرنطينه زندگي كثيفي را مي گذرانند. آنها داراي سلاح‌هاي خاص خود هستند كه تنها خودشان قادر به شليك‌اند. دولت تصميم مي‌گيرد آنها را خلع سلاح كند.
شارلتو كوپلي و جيسون كوپ در فيلم سينمايي "منطـقـه9 " به كارگرداني نيل بلومكامپ به ايفاي نقش پرداختند.

**اينديانا جونر و قلمرو جمجمه بلورين
فـيلـم سينمايي "ايـنديانا جـونـز و قلـمرو جمـجمـه بـلورين " به كارگرداني استيون اسپـيـلبرگ سه شنبه 25اسفندماه ساعت 19از شبكه تهران پخش خواهد شد.
درخلاصه داستان فيلم با بازي هريسون فورد، كيت بلانچارد ، كارن آلن و شيا لابيوف خواهيد ديد: اينديا جونز كه اكنون به سنين پيري رسيده همراه با دوست قديمي‌اش مك، گرفتار يك گروه تبهكاري مي شوند كه گمان مي كنند ايندي محل اختفاي جمجمه بلورين را مي داند و مي خواهند او را وادار كنند كه آن محل را به آنها نشان دهد.
فـيلـم سينمايي "اينديانا جونزو قلـمرو جمجمه بلورين " محصول سال 2008 كشور آمريكا در ژانر حادثه‌اي، ماجراجويي و هيجاني ساخته شده است.

**جان سخت4
فـيلـم سينمايي "جان سـخت 4 " به كارگرداني لن وايـزمن40 دقيقه بامداد 26 اسفــند ماه از شبكه تهران پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فيلم با بازي بروس ويليس، تيموتي اليفانت، جاستين لانگ و مگي كيوآمده: جان مك كلين پليسي ميانسال با يك زندگي ازهم پاشيده است و دختري كه جدا از او زندگي مي‌كند. او در ماموريت جديدش بايد يك هكر رايانه‌اي به نام " متيو فارل " را بازداشت كند. قبل از اين تعداد قابل توجهي از هكرها با انفجار خانه‌هايشان به گونه‌اي مرموز كشتهه شده‌اند و هنگامي كه "جان " براي دستگيري " متـيـو " به منزل او رفته است. "متيو " نيزهدف گلوله قرارمي گيرد.
فـيلـم سينمايي "جان سـخت 4 " محصول سال 2007 كشورهاي انگليس و آمريكا در ژانر حادثه‌اي، جنايي، هيجاني ساخته شده است.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

مديرعامل موسسه شهيد آويني، پيشنهاد ساخت يك شهر سينمايي مانند هاليوود در ايران را داده و نام «هالي‌گاد» را براي آن انتخاب كرده است.

دوست خوبم ارمغان فشمي پيشنهادهاي جالبي براي نامگذاري آن دارد:

سينماي كشور مالي: ماليوود
سينماي صامت: لاليوود
سينماي تخيلي: خاليوود!
سينماي هنري: قاليوود
فيلم‌هاي برنده اسكار: عالي‌بود!
فيلم‌هاي پرفروش: هالي‌سود!
سريال‌هاي روتين نودشبي: هاليزود!

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

علی معلم گفت: اگر مسعود كیمیایی موافقت كند، همچنان تمایل دارم، «قیصر» را بازسازی كنم. این تهیه‌كننده اظهار داشت: من به همراه بهروز افخمی قصد داشتیم، «قیصر» را كه قابلیت باز‌سازی دارد را بسازیم و كار را تا جایی هم بیش بردیم كه متاسفانه آقای كیمیایی در حالی كه ابتدا موافقت كرده بودند، احساس ناشكیبایی كردند و ما نمی‌خواستیم مولف و صاحب حقوق معنوی فیلم ناراضی باشد.

وی با اشاره به جزئیات این طرح توضیح داد: فیلمنامه «قیصر» كه از نظر ما خوب بود، در حد فضای امروز تغییرات جزیی می‌كرد و داستان در همان مقطع زمانی می‌گذشت. در واقع ما «قیصر» را یك‌بار دیگر با همان فضای سیاه و سفید در زمانه‌ای كه اتفاق افتاده بود، می‌دیدیم، اما این‌بار با یك تصویر و هنرپیشه‌های دیگر شاهد آن بودیم. معلم ادامه داد: قرار بود فیلم با «بهمن مفید» شروع شود كه آن‌ را با سن امروزش در یكی از قهوه‌خانه‌های جنوب شهر می‌بینیم، كه این‌بار داستان «قیصر» را به سبك همان مونولوگ معروفش تعریف می‌كند و به داستان «قیصر» برمی‌گردیم كه از همان بازارچه شروع می‌شود. وی با اشاره به بازیگران انتخاب شده برای این فیلم اظهار داشت: قرار بود نقش «قیصر» را بهرام رادان بازی كند و صحبت‌هایی با پرویز پرستویی برای نقش «منصور آب منگل» و آتیلا پسیانی برای «خان‌دایی» كرده بودیم و به بازیگران دیگری هم كه فكر كرده بودیم كه در نهایت گروه خوبی شده بود. معلم با تاكید بر اینكه باید این‌كار انجام شود، تصریح كرد: این اولین فیلم ایرانی است كه رسما بازسازی می‌شود و این برای تاریخ سینمای ایران مهم است. ضمن آنكه «قیصر» فیلمی است كه با آن شرایط قابلیت نمایش ندارد و رویكرد دوباره به آن داستان می‌تواند، تماشاگران فیلم اول را هم تقویت كند.

وی افزود: قصد داشتم وقتی این فیلم ساخته شود، خود آن ایجاد‌كننده بنیاد مسعود كیمیایی باشد و چنانچه سودی از آن حاصل شود ۱۰درصد آن به ساخت‌ مكانی به‌نام بنیاد فیلم كیمیایی تعلق گیرد كه بتواند میراث او را جمع‌آوری كند، ضمن این‌كه قرار بود از خود مسعود كیمیایی بخواهیم كه صحنه اول فیلم را كلید بزند و این در تاریخ سینمای جهان بی‌نظیر است و فیلمی نداریم كه برای بازسازی‌اش خود كارگردان فیلم اولیه بیاید و آن را كلید بزند. وی افزود: متاسفانه مقداری سوء‌تفاهم پیش آمد، اما اگر بازسازی «قیصر» محقق شود، اتفاق جالبی افتاده و شاید راه را برای فیلم‌های دیگری چون «تنگسیر» هم باز كند كه برای آن هم برنامه داشتیم و می‌خواستم نقش اصلی را به حمید فرخ‌نژاد بدهیم و تنها مشكل اصلی بازسازی بوشهر بود كه با زمان گذشته تفاوت زیادی كرده است.

 

*************************

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

پلیس و مقامات ایالت کالیفرنیا قصد دارند روز جمعه آینده جنازه مایکل جکسون را در حیاط منزلش در نورلند در معرض دید عموم قرار دهند تا بدین وسیله علاقمندان سلطان موسیقی پاپ به هنرمند محبوب خود ادای احترام کنند.

جنازه مایکل جکسون قرار است فردا پنج شنبه با کاروان بزرگی از اتومبیل‌های گران قیمت از لوس آنجلس به نورلند که ۱۳۰ کیلومتر با لوس آنجلس فاصله دارد تشییع شود.

پلیس کالیفرنیا پیش‌بینی کرده است که هزاران تن از طرفداران مایکل جکسون در این تشییع جنازه بزرگ شرکت کنند و باعث راه‌بندان عظیمی در ایالت کالیفرنیا شوند.

در عین حال جو جکسون پدر مایکل جکسون گفته است اجازه نمی‌دهد جنازه پسرش در نورلند دفن شود. نورلند مکانی فانتزی و رویایی بود که مایکل جکسون برای بازی و تفریح کودکان محروم تاسیس کرد.

مایکل جکسون سرگرم تمرین برای اجرای ۵۰ کنسرت بزرگی بود که قرار بود از روز ۱۲ جولای در لندن آغاز شود، اما مرگ به او مهلت نداد و بر اثر ایست قلبی درگذشت.

کمپانی « ای ئی جی لایو» (AEG Live) برگزارکننده تور مایکل جکسون در لندن می‌گوید آنها امیدوارند این کنسرت‌ها را با حضور خانواده جکسون برگزار کنند.

دارندگان بلیط کنسرت‌های مایکل جکسون از امروز چهارشنبه می‌توانند بلیط‌های خود را پس داده یا به جای آن بلیط دیگری دریافت کنند.

کاترین جکسون، مادر مایکل جکسون به طور موقت سرپرستی سه فرزند و دارایی های او را به عهده گرفته است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دارایی‌های مایکل جکسون بالغ بر ۵۶۷.۶ میلیون دلار برآورد می‌شود، اما بدهی‌های او نیز بالغ بر ۳۳۱ میلیون دلار است.

به گفته لاندل مک میلان وکیل خانوادگی مایکل جکسون، وی در سال ۲۰۰۲ وصیت کرده بود که دارایی‌هایش بین مادر، فرزندانش و بنگاه‌های خیریه تقسیم شود. بر اساس این وصیت نامه، مایکل جکسون چیزی برای پدرش به ارث نگذاشته است.

مایکل جکسون در گفتگوهایش همیشه از پدرش به بدی یاد می‌کرد و می‌گفت که خاطرات تلخی از دوران کودکی‌ در رابطه با پدرش دارد.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

احمدآقالو بازیگر تئاتر و سینمای ایران شامگاه روز یکشنبه (۳ آذر) در پی بیماری سرطان درگذشت. یکی از به یادماندنی‌ترین نقش‌های آقالو، بازیگری در نقش کاتب در مجموعه‌ی تلویزیونی سلطان و شبان به کارگردانی داریوش فرهنگ بود.

احمد آقالو در سال ۱۳۲۸ در قزوین به دنیا آمد. وی بازیگری را پس از گذراندن دوره کوتاه بازیگری در هنرستان آزاد هنرپیشگی دانشکده هنرهای دراماتیک آغاز کرد و بعدها در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی پس از تحمل دوره طولانی بیماری، روز سوم آذر، در سن ۵۹ سالگی و در اثر بیماری سرطان درگذشت.

احمد آقالو در مجموعه‌های تلویزیونی، تله‌تئاترها، برنامه‌های رادیویی و فیلم‌های سینمایی مختلف نقش‌آفرینی کرده بود. یکی از به یادماندنی‌ترین نقش‌های او، بازی در نقش "کاتب" در سریال "افسانه سلطان و شبان"، به کارگردانی داریوش فرهنگ بود.

وی بازیگری سینما را برای نخستین بار در سال ۱۳۶۲، با بازی در فیلم "دادشاه" به کارگردانی حبیب کاوش تجربه کرد. "پاتال و آرزوهای کوچک"، "مجنون"، "پاداش" ، "گاهی به آسمان نگاه کن" و "یک تکه نان" از دیگر فیلم‌های سینمایی هستند که آقالو در آنها نقش آفرید.

احمد آقالو، متولد سال ۱۳۲۸ قزوین و فارغ‌التحصیل رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا داشگاه تهران بود.

وی فعالیت هنری خود را پس از گذراندن یک دوره بازیگری در هنرستان آزاد هنرپیشگی دانشکده هنرهای دراماتیک آغاز کرد.

بازی در فیلم «دادشاه» به کارگردانی حبیب کاوش، نخستین تجربه سینمایی وی بود.
وی پس از آن، در فیلم‌های «تمام وسوسه‌های زمین» (حمید سمندریان)، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «یک تکه نان» و «پاداش» به کارگردانی کمال تبریزی بازی کرد. فیلم «پاداش» هنوز اکران نشده است.

آقالو در سریال «سلطان و شبان» نیز نقش کاتب را به یادگار گذاشت.

دوبلاژ، اجرای نمایش‌های رادیو، بازی در تئاتر و مجموعه‌های مختلف تلویزیونی از دیگر فعالیت‌های این هنرمند فقید بود.

او در این سال‌ها در دو نمایش «آنتیگونه در نیویورک» به کارگردانی هما روستا و «مانیفست چو» به کارگردانی محمد رحمانیان حضور تصویری داشت که نمایش نخست در بهار ۸۶ در تالار مولوی به صحنه رفت.
نمایش «مانیفست‌چو» هنوز اجرا نشده است و قرار است از ۲۴ آذرماه در تالار «چهارسو» به صحنه رود.

پیکر احمد آقالو فردا سه شنبه ۵ آذر ماه، ساعت ۹ صبح از میدان ارگ تهران به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع می‌شود.

آقای آقالو در عرصه تئاتر با هنرمندانی چون علی رفیعی، حمید سمندریان، محمد رحمانیان، آتیلا پسیانی، مجید جعفری و... همکاری داشت که حاصل آن اجرای نمایش‌های «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» (حمید سمندریان)، «یادگار سال‌های شن» (علی رفیعی)، «شهادت‌خوانی قدمشاد مطرب» (محمد رحمانیان)، «مصاحبه»، «خروس» و «پل» (محمد رحمانیان)، «آئورا» (آتیلا پسیانی)، «تراژدی کسری» (مجید جعفری) و ... بود.

احمد آقالو از سال ۵۷ نیز در رادیو فعالیت می‌کرد که از نمایش‌های «رمان»، «میزبان صادق»، «جوان»، «پابرهنه در پارک»، «پرونده‌‌ عجیب آقای پالهام»، «انتقام پیله‌ور»، «پوشاک پست مدرن» و «ستاره‌ کن سولوقون» حاصل فعالیت وی در رادیو است.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

سینما جمهوری تهران صبح امروز (جمعه) دچار آتش‌سوزی شد.

این حادثه چهار صبح روی داد و بر اثر آن طبقه اول این سینما به کلی در این آتش‌سوزی از بین رفت.

برای مهار این آتش سوزی، ماموران هشت ایستگاه آتش‌نشانی با توجه به حجم زیاد آتش‌ از چهار جهت شمال (خیابان جمهوری)، جنوب (خیابان کشوردوست)، غرب و شرق (ساختمان‌های مجاور) عملیات اطفای حریق را آغاز و پس از سه ساعت موفق شدند آتش را مهار کنند.

علی مصفا در کافه سوخته سینما جمهوری

در این حادثه، سرایدار سینما و خانواده‌اش برای ایمنی از آتش خود را به پشت‌بام رسانده بودند که آتش‌نشانان آنها را نجات دادند.

محمدرضا صابری سخنگوی انجمن سینماداران در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته که «هیچ‌کس نمی‌داند دلیل آتش‌سوزی سینما جمهوری چیست.»

مالکیت سینما جمهوری متعلق به علی مصفا بازیگر مشهور سینمای ایران است.
در ساعت‌های اولیه این آتش‌سوزی آقای مصفا به همراه لیلا حاتمی همسرش در محل حادثه حضور داشت.

ساختمان بتون‌آرمه سینما جمهوری (نیاگارا سابق) را مهندسی هندی در حوالی سال‌های ۴۰ بنا کرد که توسط «پل آبکار» به سینما تبدیل شد و بعدها مالکانش، آن را در رده سینماهای ممتاز تهران قرار دادند.

این سینما تنها یک سالن پخش فیلم داشت که شامل سالن طبقه همکف و بالکن طبقه دوم می‌شد که با تفکیک این دو طبقه، بالکن سینما به سالنی مستقل تبدیل و کافه آن در راهرو سالن طبقه دوم قرار داشت.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

مصطفى زمانی بازیگر نقش حضرت یوسف دوستان مطبوعاتی ام می‌گفتند اهل مصاحبه نیستید
راستش مدت زیادی هست كه مصاحبه نكرده‌ام…

خوب اینكه نكته خوبی نیست كه با رسانه ها ارتباط ندارید
نه اینكه مصاحبه نكنم …بلكه انتخاب نشریه برایم بسیار مهم است چرا كه دیده‌ام در برخی مصاحبه‌ها دخل و تصرف صورت می‌گیرد و برخی حرف‌ها عوض می‌شوند.

با این اوصاف پس اهل مصاحبه هستید
بله من یك مصاحبه مفصل با نشریه رویش انجام دادم و عكس خاصی هم برای روی جلد آن آماده كردیم و بسیاری حرف‌ها را در آنجا زده‌ام كه دیگر نیازی نیست تكرار شوند می‌تواند منبع خوبی باشد.

چرا در سریال اینقدر چهره تان را عوض كرده‌اند
نظر كارگردان این بود. وقتی به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم بخاطر رنگ چشمهایم مرا قبول كردند در حالیكه كارگردان تست گریم من را با لنز قهوه‌ای پسندیده بود. مو و چشم‌هایم را تیره كرده‌اند تا به چهره‌ام معصومیت ببخشند

شما چند سال دارید .. اهل كجایید
24 سال و اهل فریدون كنار هستم .

برای انتخاب یوسف هر روز اخبار مختلفی منتشر می‌شد یادتان هست ازبین چند كاندیدا برای این نقش انتخاب شدید
اطلاع داشتم برای نقش یوسف تست می‌گیرند. حتی یك بار ازجلوی دفتراین پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یكی ازدوستانم عكس مرا به آقای سلحشورنشان داده بود و با پیشنهاد او 7 اردیبهشت 83 اولین تست را دادم و 3 روزبعد دو تا ازسكانس‌های سریال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهمیدم سخت‌ترین سكانس‌ها بوده است.
پس ازیك ماه، تست گریم دادم بعد با من قرارداد بستند با این شرط كه اگركاندیدای بهتری پیدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زمانی من را انتخاب كردند، گفتند تنها كاندیدایی هستی كه روی آن اتفاق نظردارند. ازتاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه 83 تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی كارسعی درانتخاب یكی ازبازیگران حرفه‌ای داشتند. حتی مدتی دنبال یك بازیگرخارجی گشتند. ولی همه ما می‌دانیم كه تجربه ساخت فیلم مصائب مسیح توسط مل گیبسون ثابت كرد ایفاگرنقش پیامبر باید یك بازیگر ناشناخته باشد. آدمی كه روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد.

مصطفى زمانی بازیگر نقش حضرت یوسف به هرحال از آنجا كه بازیگری برای من آنقدراهمیت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چیز بگذرم، با همه اینها كنارآمدم. من به مفهوم واقعی عاشق بازیگری و شهرت نبودم، به هرحال یا بازی می‌كردم یا نمی‌كردم. با جلساتی كه گذاشتند وحمایت‌های آقای سلحشور رفتم جلوی دوربین پس ازیك هفته هم بازیگرثابت این نقش شدم. الان هم حدود یك سال است كارمی كنم.

از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید
من حس می‌كنم این نقش نیازبه كسی دارد كه بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه این كارسختی است. آنهایی كه حرفه‌ای هستند نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه كنند.

صحنه‌هایی بود كه احساس می‌كردم فقط باید با دلم حرف بزنم . خیلی جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمی‌كردم. او را بازی نمی‌كردم، خودم بودم. حس می‌كنم برای این كار نیاز به آن داریم كه درونمان را قوی كرده باشیم و من این كار را پیشتر انجام داده بودم. شاید به خاطر نوع زندگی‌ای كه خداوند برایم رقم زده است. البته به نظر من یك بازیگرحرفه‌ای نمی‌تواند این نقش را برای مردم ارائه كند. من برای مردم بازی می‌كنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی كرد.

دستمزدتان چقدر بود
(با خنده) این مسایل را نمی‌توانم بگویم .. ولی رقم زیادی نبود .

كار با سلحشور چگونه بود ایا حاضرید دوباره با او كار كنید
من حتما در اولین فرصت نسبت به او ادای دین می كنم ….آقای سلحشورترجیح می داد كار براساس دید ایشان پیش برود نه بازیگر.

چند بار فیلمنامه را خوانده اید
حدود 13 بار.

دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید
مطالعه ی دینی زیادی نداشتم. اما كتابهای مختلفی خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفی فیلمنامه براساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیرنیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیك كرد، به مردمی كه دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی كردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.

پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید
درمدت 6 ماه قبل از فیلمبرداری، دو تا معلم بازیگری و یك مربی سواركاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یكی ازاستادان بازیگری ام بود كه من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود كارگردان تمرین كردیم.

اولین صحنه ای كه بازی كردیدكدام صحنه بود
اولین صحنه داخلی زندان بود كه خبری برای من می آورند مبنی براین كه زلیخا دستور داده شما را شكنجه كنند. این اولین پلانی بود كه بازی كردم

مصطفى زمانی بازیگر نقش حضرت یوسف دراین مدت با عوامل مشكلی نداشته اید
بعضی ها بودند كه الان نیستند وخیلی دلشان نمی خواست كه من این نقش را بازی كنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشكی بودم. فكرمی كردم اگر روابطم بیش از یك سلام وعلیك باشد ممكن است این تصورپیش بیاید كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه ی آنها احترام می گذارم.

بازیگر نقش كودكی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد
بله، پسرعمه ی من است. پس ازحدود 2 سال همدیگررا دریك مجلس عروسی دیدیم و من حس كردم آن معصومیتی كه اینها دنبالش هستند درچهره ی اوهست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم كه خیلی خوب جواب داد وگفت بازیگراول استان مازندران بوده است. به این ترتیب او را معرفی كردم و با تستی كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوی دوربین رفت.

پیش از این پروژه مشغول چه كاری بودید
دررشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می كردم و حسابدار یك شركت كوچك بودم.

تجربه ی سینمایی هم داشتید
نه. فقط چند بارتئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی كرده بودم.

پیشنهاد دیگری نداشتید
قبل ازیوسف 3 تا كارسینمایی به من پیشنهاد شد كه هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی كنم. اما روز آخر بازیگر دیگری را انتخاب كردند. حتی یك باركه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم درحالی كه به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم ازتیرماه 83 كه قرارداد اولیه را برای یوسف بستم تا موقعی كه جلوی دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود. واقعاً دلم می خواهد به آنهایی كه درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا كرده اند بگویم: اگربخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا كه هستند زمین می خورند. من با همه ی سختی ها ازكسی گله مند نیستم و حاضرنبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی و زندگی ام بگذارم.

بعد از یوسف دلتان می خواهد چه نقشی را بازی كنید
دوست دارم نقش یكی ازرجال بزرگ ایرانی با تفكرات ایرانی را بازی كنم.

 

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

شايد هر روز در گوشه و کنار دنيا خيلي‌ها عکس يک هنرپيشه‌ هاليوودي يا يک ستاره موسيقي را در دست مي‌گيرند و روانه مطب جراحان پلاستيک مي‌شوند و اصرار مي‌کنند که پس از جراحي شبيه آنها شوند. در اين ميان شايد شما بسياري از جراحي‌هاي زيبايي که چهره صاحبانشان را بسيار زشت کرده‌اند را هيچ‌گاه نبينيد ولي ما در اينجا براي شما نمونه‌هايي از اين چهره‌ها را گردآوري کرده‌ايم که براي هميشه شما را از جراحي‌هاي زيبايي آنچناني منصرف مي‌کنند و شايد ديگر به سرتان نزند تا با جراحي‌ شبيه فلان هنرپيشه هاليوودي يا فلان ستاره موسيقي شويد…

مايکل جکسون

 

قبل از عمل       بعد ازر عمل

در ميان چهره‌هاي موسيقي غرب که با انواع و اقسام جراحي‌هاي زيبايي تغيير چهره داده‌اند، مايکل جکسون در صدر اين جدول ايستاده است. پس از تغيير رنگ پوست او از سياه به سفيد که نتيجه چند جراحي پلاستيک سنگين روي پوست او بوده است، داستان بيني او خود ماجراي ديگري است البته بعضي مي‌گويند پوست مايکل جکسون در اثر ابتلا به نوعي بيماري پوستي به نام ويتيليگو دچار تغيير رنگ شده است. در اين بيماري رنگدانه‌هاي رنگي پوست از بين مي‌روند و اين موجب مي‌شود که پوست رنگ ببازد البته اين تغيير رنگ به صورت تکه‌تکه اتفاق مي‌افتد و بعيد است که پوست او به صورت يکپارچه در اثر ابتلا به اين بيماري يکدست از سياه به سفيد تبديل شده باشد. در اين ميان خبرها حاکي است که بيني مايکل جکسون در اثر انجام عمل‌هاي جراحي چند باره روي آن ديگر فاقد هرگونه غضروف است و مثل يک پروتز است که مي‌توان آن را از صورتش جدا کرد!

مگ رايان

 

قبل از عمل       بعد ار عمل

شايد مگ‌رايان را در بسياري از فيلم‌هاي خانوادگي آمريکايي ديده باشيد که موهاي کوتاه روشن و صورت مليحي دارد ولي اين روزها ديگر خبري از آن ظرافت چهره نيست. لب‌هاي اين هنرپيشه و به خصوص لب بالايش کمي باريک است و شايد به همين دليل است که او صورتش را به تيغ جراحي سپرده و از روش‌هاي برجسته‌سازي لب استفاده کرده است.

لب‌هاي برجسته شده اين هنرپيشه، زيبايي چهره او را از بين برده است و در عين حال جراحي بيني او هم‌چندان زيبا از آب درنيامده است و او را از زني با چهره طبيعي به زني با چهره غيرطبيعي و پف کرده تبديل کرده است. شايد او هم پس از اين همه جراحي زيبايي خجالت مي‌کشد که به چهره جديدش در آيينه نگاه کند چون پس از خرج کردن آن همه دلار، زشت‌تر شده است.

ملانين گريفيث

 

قبل از عمل       بعد ار عمل

ملانين گريفيث هم يکي ديگر از چهر‌ه‌هايي است که شما را براي هميشه از جراحي پلاستيک نا اميد مي‌کند. چهره او پس از تزريق و کشيدن پوست صورتش بيشتر شبيه يک اردک شده است تا يک خانم‌ جوان و شاداب و حتي صورتش پيرتر به نظر مي‌رسد.

لارافلاين بويل

 

قبل از عمل       بعد ار عمل

اگر شما به عکس‌هاي پيش و پس از جراحي پلاستيک او توجه کنيد مي‌بينيد که لزومي به چنين جراحي‌هاي زشت‌کننده‌اي وجود نداشت. با اين جراحي‌ها و تزريق‌ها چهره او از يک صورت متناسب و طبيعي و زيبا به صورتي ورم کرده و نامتقارن و نازيبا تبديل شده است. شما حاضريد ميليون‌ها دلار بدهيد تا زشت‌تر شويد؟

دوناتلاورساچي

 

قبل از عمل       بعد ار عمل

حتما وقتي طرفدارانش پس از جراحي زيبايي به صورتش نگاه مي‌کنند اولين جمله‌اي که به ذهنشان مي‌آيد اين است که او چه‌قدر زشت شده است. بيني پهن و بزرگ و لب‌هاي ناقرينه او را به يک چهره نامتناسب تبديل کرده است تا خانمي با چهره ظريف و زيبا.

کريستين ويگ

 

قبل از عمل       بعد ار عمل

شما فکر مي‌کنيد اين خانم چه بلايي بر سر بيني‌اش آورده است؟ درست مثل اين است که نصفي از بيني‌اش را بريده باشند. جراحي‌هاي زيبايي ميليون دلاري هميشه هم خوب از آب درنمي‌آيند و گاهي ممکن است شما را بسيار بسيار زشت‌تر کنند.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

سيماي جمهوري اسلامي ايران بعداز ظهر ديروز در اقدامي بي‌سابقه پس از انقلاب در يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي كارتوني كودكان، آموزش كامل توليد مشروب الكلي را به تصوير كشيد.

ساعت 16.30 دقيقه بعدازظهر ديروز در كارتون پرمخاطب «پت و مت» در شبكه دوم سيما، در اقدامي تعجب برانگيز، يك بار چگونگي فرآيند توليد شراب از ابتداي كار يعني از چيدن انگور، و بار ديگر آوردن دستگاه تقطير و گرفتن ... تا مصرف آن و متاسفانه حتي به هم زدن گيلاسهاي مشروب و سپس مست شدن دو شخصيت كارتوني محبوب بچه ها نشان داده شد.
گفتني است در فهرست ريز برنامه هاي اعلام شده كودك و نوجوان از سوي صداوسيما در بعدازظهر روز گذشته برنامه پت و مت وجود نداشت. بايد ديد چه كساني خارج از برنامه، اين انيميشن را در كنداكتور پخش قرار داده اند.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

بازگشت«کلاه قرمزی و پسر خاله» به تلویزیون

فیلم سینمایی«کلاه قرمزی و پسرخاله» بنا به درخواست وسیع مخاطبان تلویزیونی روز چهارشنبه از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

به گزارش روابط عمومی شبکه دو سیما، فیلم سینمایی«کلاه قرمزی و پسر خاله» بنا به درخواست وسیع مخاطبان تلویزیونی روز چهارشنبه (8 آبان)، ساعت 23:45 از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

«کلاه قرمزی و پسرخاله» که در سال 1373 ساخته شد، از فیلم‌های شاخص و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای کودک و نوجوان محسوب می‌شود که در سال مذکور رکود فروش این گونه فیلم‌ها را شکست.

فیلمنامه این فیلم را «ایرج طهماسب»، «همایون اسعدیان» و «حمید جبلی» نوشته‌اند و ایرج طهماسب آن را کارگردانی کرده است.

داستان فیلم درباره عروسکی به نام کلاه قرمزی است که بازیگوشی‌های او باعث می‌شود از مدرسه اخراجش کنند و تلاش او برای به دست آوردن شغل هم بی‌نتیجه می‌ماند تا اینکه یک روز که مشغول تماشای برنامه آقای مجری در تلویزیون است تصمیم می‌گیرد به تلویزیون برود...کلاه قرمزی به همراه پسرخاله به تلویزیون راه می‌یابند. در آنجا به خاطر علاقه زیاد به آقای مجری سعی می‌کند تا موانع ازدواج او را از بین ببرد اما ...

«کلاه قرمری و پسرخاله» یکی از پرفروش‌ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود که پخش مجدد آن می‌تواند یادآور تولیدات درخشان سینمای ایران در حوزه سینمای کودک و نوجوان باشد.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

فيلم دروغ‌ها با شركت لئوناردو دي‌كاپريو و گلشيفته فراهاني

فيلم دروغ‌ها - گلشيفته فراهاني  فيلم دروغ‌ها - گلشيفته فراهاني

فيلم دروغ‌ها - گلشيفته فراهاني  فيلم دروغ‌ها - گلشيفته فراهاني

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed

نمايي از فیلم «دعوت» آخرین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا

زمانی که حاتمی‌کیا از فضای جبهه اندکی فاصله گرفت و با فیلم «وصل نیکان» به شهر آمد، زیر رگبار انتقادهای زیادی قرار گرفت. خیلی ها معتقد بودند که او شهر را نمی‌شناسد و بهتر است راجع به آنچه می‌شناسد فیلم بسازد. البته این موج مخالفان بعد از اکران فیلم‌هایی چون «از کرخه تا راین» و «خاکستر سبز»، آرام گرفت.

مساله این‌جاست که آنچه حاتمی‌کیا را از بسیاری از کارگردانان صاحب‌نام دیگر متفاوت می‌سازد این آزمون و خطای اوست. حاتمی کیا کمتر از هر کارگردان ایرانی دیگر، در مسیر پر فراز و نشیب کاری اش، خود را تکرار کرده است. این حرکت او به طرف ناشناخته‌ها و دغدغه‌هایش پیرامون مسائلی که کمتر کسی جرئت و همت پرداختن به آن را دارد، از نقاط قوت این کارگردان مطرح ایرانی است.

حالا او با سوژه‌ای کاملاً اجتماعی و جنجال برانگیز روی پرده آمده و همزمان با سبکی جدید به آن پرداخته. البته ساخت فیلمی اپیزودیک ابداع او نیست اما در سینمای ایران کمتر شناخته شده است و برای او چالش بزرگی محسوب می‌شود. چالشی که شاید بتوان گفت نتوانسته کاملاً موفق از پس آن برآید.

مطرح کردن یک معضل اجتماعی با جانبداری و حمایت از یک تفکر، متفاوت است. اولین ایرادی که می‌توان به محتوای داستان‌های این مجموعه گرفت این است که هرچند سعی شده از شعار دادن پرهیز شود و بیشتر زن‌های فیلم را در موقعیتی خاص گرفتار کند تا با سوال‌های متعدد و شک و تردیدهایشان به سمت تصمیم درست سوق پیدا کنند، اما فیلم همچون شبکه‌ای است که یک جای آن گسسته است. چرخه این فیلم کامل نمی‌شود. این فیلم با تمام تلاشش از واقعی بودن به سمت  ایده‌آل بودن می‌رود و بیینده را ناراضی از سالن بیرون می‌فرستد چون از واقعیت دور شده و می‌خواهد همه چیز خوب و خوش تمام شود. شاید اگر تنها یک زن و یک داستان وجود داشت قابل باور بود اما پنج زن داریم در شرایط متفاوت. و نویسنده داستان و فیلمنامه و خالق یک اثر هنری باید در نظر داشته باشد که تکمیل اثر از ارضای تمایلات شخصی و شعار دادن مهم‌تر است.

از مصاحبه‌ هایی که با خانم «چیستا یثربی» -نویسنده داستان‌ها و فیلمنامه نویس همراه با حاتمی‌کیا در این فیلم-  شده است پیداست که هدف همین بوده که زن‌ها از سقط جنین صرف‌نظر کنند یا حداقل قبل از چنین عملی بیشتر فکر کنند. این مساله در سراسر دنیا موافقان و مخالفان بسیاری دارد و نمی‌شود به سادگی با یک تز رومانتیک سروته این بحث پیچیده را سر هم آورد و گفت که بچه‌ها فرشته‌اند پس سقطشان نکنید. این‌جاست که فیلم از اجتماعی بودن فاصله می‌گیرد و به تبلیغی بودن نزدیک می‌شود پس دیگر نمی‌تواند واقعی باشد. در آن مطب زنان و زایمان باید سقطی صورت می‌گرفت.

انتخاب مطب دکتر زنان و زایمان به عنوان حلقه‌ اصلی که زنجیرها را به هم متصل می‌کند، بسیار به جا و مناسب است. برخلاف انتقادهایی که به این انتخاب شده، به نظر می‌رسد تنها چیزی که انسجام متزلزل فیلم را حفظ کرده همین مطب خانم دکتر است.

اما آیا حاتمی ‌کیا زنان را می‌شناسد؟ زنانی از قشر خانم دکتری که لقاح مصنوعی انجام داده و یا هنرپیشه جوانی که کارش خیلی برایش اهمیت دارد و همینطور زن و شوهر دهاتی و خانم منجی فرشته کوچولو‌ها! در این فیلم حاتمی‌کیا سهم بسیار زیادی را بر عهده‌ی چیستا یثربی گذاشته که نویسنده‌ی خوبی است اما به نظر، یکی از دلایل ضعف فیلمنامه و درونمایه قصه‌ها و باورپذیر نبودن بعضی شخصیت ها، بی تجربگی یثربی در سینماست و تکیه کردن حاتمی کیا بر این بی تجربگی.

این فرمول ترکیبی جوابی که باید را نداده است. به همین دلیل اپیزودها در یک سطح نیستند. اپیزود اول کش میاید و یک عضو زائد دارد که شریفی نیا بازیش می‌کند. و بیننده فلسفه وجودی اورا نمی‌فهمد. این به آن معنا نیست که کارگردان و نویسنده بدون فکر و از روی سهل‌انگاری این نقش را به وجود آورده‌اند، بلکه به معنی آنست که نتوانستند بگویند چرا؟ هرچند حضورهای کوتاه شریفی‌نیا هم به تازگی درفیلم‌ها، آدم‌ را دلزده می‌کند.

نکته دیگری که اپیزود اول را به پایین‌ترین سطح می‌برد، بی‌داستان بودن فیلمی است که «شیدا صوفی» دارد در آن بازی می‌کند. بیننده گیج می‌شود که این دیگر چه فیلمی است! این صحنه‌های بی‌ربط عجیب غریب همه کنار هم چکار می‌کنند؟ آیا کسی اینجا می‌داند بدل چیست؟

ضعیف‌ترین اپیزود، اپیزود زن و شوهر دهاتی است. لهجه‌ی دهاتی این دونفر به جای آنکه بیشتر شخصیت آنها را بسازد، مضحکه می‌شود. این اپیزود بی جان ترین اپیزود است. صحنه‌ها به هم وصله شده‌اند. صحنه‌ برف‌بازی تاثیرگذار نیست. برخلاف اکثر فیلم‌های حاتمی کیا که دل‌های بیننده را می‌لرزاند و چشمانشان را پر اشک می‌کرد، این فیلم بیننده را منتظر می‌گذارد، منتظر می‌گذارد و... تمام می‌شود. استعداد «محمدرضا فروتن» در این بخش عقیم می‌ماند و شخصیت خانم خیر شکل نمی‌گیرد. دیالوگ‌ها خوب نیست. دیالوگ‌ها در دهان نقش‌ها نمی‌نشیند بلکه در حد نوشته‌های خام می‌مانند.

اپیزود آخر و شخصیت بهار طلایی ترین اپیزود است. در مجموع انگار همه‌چیز سرجای خودش است. و بازی «مریلا زارعی» چیزی نیست که بشود بدون تحسین از آن گذشت. در کنار آن، اپیزود سیده خانم را می‌توان قرار داد. این‌جا هم به نسبت همه‌چیز مرتب است و گوهر خیر اندیش کل اپیزود را با بازی باورپذیر و زیبایش در اختیار خود می‌گیرد و بقیه عناصر کمتر به چشم میایند که بتوان نقدی بر آن داشت.

داستان خانم دکتری که بچه‌دار نمی‌شود، از آن داستان‌هایی است که قابلیت ملودرام فراوان دارد. این اپیزودیست که می‌تواند پازل حاتمی‌کیا را کامل کند. این زن می‌تواند با گذشتن از این بچه، یک واقعیت اجتماعی را نشان دهد. اما انگار دل نویسنده و کارگردان نمیاید. رشته ها پنبه می‌شوند و این حلقه که باید سرو ته را به هم خوب چفت کند، با گره‌ای شل قائله را ختم می‌کند.

یکی از نکته‌های مهم این فیلم، نداشتن صحنه‌های حادثه است. حاتمی کیا در فیلم‌هایش بسیار به مساله تکنیک دقت می‌کند اما معلوم نیست اینجا سختی کار اورا منصرف کرده یا هزینه و یا کمبود وقت، اما زن هنرپیشه در اپیزود اول پشت تپه برفی دچار حادثه می‌شود و کمی ساده انگارانه زیر بهمنی از برف دفن می‌شود، بدون صحنه‌ای خاص، بدون تریک فیلم‌بردازی. در قسمت دیگر از اسب میفتد و ما باید بگوییم مثلاً پرت شد دیگر! صحنه‌های سخت حذف می‌شوند. بهار خود را از ماشین جناب رئیس بیرون می‌اندازد، بدون اینکه صحنه‌ی حادثه را ببینیم. صحنه‌ی سخت حذف می‌شود و تنها به بانداژ و گریم زخم ها باید بسنده کرد. مسلماً حاتمی ‌کیا سطح توقعات را آنقدر بالا برده است که حداقل انتظار دیدن چنین صحنه‌هایی را در فیلمش داشته باشیم.

بعد از «آژانس شیشه‌ای» و «روبان قرمز»، هربار که به تماشای فیلمی از او بنشینم باز منتظرم مرا مسحور کند. آدم های قصه‌اش را با دل و جان لمس کنم. اما در این دو فیلم آخر تاثیرگذاری به حداقل می‌رسد. با وجودی که او همچنان معتقد است برای نوشتن فیلمنامه و گرفتن صحنه‌ها بسیار زمان می‌گذارد اما نوعی شتاب زدگی و سرهم بندی در آن دیده می‌شود. درست است که تمام آثار یک هنرمند نمی‌توانند شاهکار باشند اما کاش دلیل این لنگ‌زدن را می‌دانستم.

در نهایت، پس از گفتن تمام نکاتی که بعد از دیدن «دعوت» به نظرم آمد، تصورم این است که این پویایی در سینمای حاتمی‌کیا را باید جدی گرفت و ارج نهاد. و امید بر آن داشت که تجربه‌های بعدیش را با تسلط بیشتر بر ناشناخته‌ها و کمتر شناخته‌ها و گرفتن مشورت و کمک‌های حرفه‌ای تر، روی پرده بیاورد.

Stumble
Delicious
Technorati
Twitter
Facebook
Yahoo
Feed